در کرانههای رودِ راوی، شهر کهنِ لاهور با لایههای تو در توی تاریخ و فرهنگ خود، شاهد برآمدن و فروغیافتن خانوادههایی بوده است که هر یک زمانی در سیاست، فرهنگ و ادب این دیار نقشآفرین بودهاند. در میان آنان، «خانواده فقیر» جایگاهی ممتاز دارد؛ خانواده ای که از قرون گذشته تا روزگار معاصر، در عرصههای علمی، طبی، ادبی و سیاسی اثرگذار بوده و یادگارهایش هنوز در دل شهر نفس میکشد. برجستهترین نماد این میراث، بنای تاریخی خانه موزه فقیر در درون درب بهاتی لاهور است؛ عمارتی سیصدساله که امروز به موزهای غنی از نسخههای خطی، آثار هنری و اسناد تاریخی بدل شده است.

خاستگاه بخارایی و پیوند با تصوف
ریشههای خانواده فقیر به سدههای پیش بازمیگردد؛ زمانی که جلالالدین سرخپوش از بخارا به اوچ شریف مهاجرت کرد و در محضر بهاءالدین زکریا سالها به سلوک و تعلیم پرداخت. این پیوند با سنتهای عرفانی و علمی، بعدها در نسلهای بعدی خانواده بهصورت تعهد به دانش، کتاب و خدمت اجتماعی جلوهگر شد.
در سده هجدهم، غلام محیالدین ـ که بعدها لقب «فقیر» را برگزید ـ در لاهور ساکن شد. او با بنیانگذاری مدرسه، کتابخانه و چاپخانه، نقشی بنیادین در گسترش آموزش در پنجاب ایفا کرد. مدرسهٔ «فقیر خانه» بدون دریافت شهریه فعالیت میکرد و کتابخانهای با هزاران نسخه خطی فراهم آورد. همچنین شفاخانهای بزرگ بنیاد نهاد که بعدها شالودهٔ بیمارستان معروف میو اسپتال شد.
اوج سیاسی در عهد رنجیت سینگ
در دورهٔ مهاراجه رنجیت سینگ، سه برادر از این خانواده ـ فقیر عزیزالدین، فقیر امامالدین و فقیر نورالدین ـ به مناصب عالیهٔ حکومتی رسیدند. عزیزالدین وزیر خارجه، امامالدین وزیر خزانه و نورالدین عهدهدار امور داخلی و بهداشتی بود. این سه برادر افزون بر تدبیر سیاسی، در صیانت از میراث اسلامی و فرهنگی منطقه نیز کوشیدند. گفتهاند که در همین عهد، به تشویق آنان ترجمههایی از قرآن به زبانهای محلی صورت گرفت.
سید منوّرالدین بخاری و ’’دیوانِ منوّر‘‘
در میان شخصیتهای ادبی این خانواده، نام سید منوّرالدین بخاری (فقیر نورالدین) درخشان است. او شاعری فارسیگو و وارث سنتهای ادبی خراسانی–هندی بود. مجموعهٔ اشعار او با عنوان
دیوانِ منوّر
در سال ۲۰۰۳ میلادی بار دیگر منتشر شد و توجه پژوهشگران را به خود جلب کرد.
ویژگیهای ادبی دیوان
- زبان و سبک: زبان دیوان، فارسیِ فاخر با گرایش به سبک هندی است؛ سرشار از صنایع بدیعی، ایهام و ترکیبات خیالانگیز.
- مضامین: عرفان، توحید، اخلاق، ناپایداری دنیا و تجربههای سیاسی–اجتماعی عصر شاعر.
- قالبها: غزل بیشترین سهم را دارد، اما قصاید و قطعات تعلیمی نیز در آن دیده میشود.
- پیوند سنت و تاریخ: اشعار او گاه بازتابدهندهٔ تحولات سیاسی پنجاب در سده نوزدهم است و از این حیث، ارزش تاریخی نیز دارد.
دیوان منوّر نهتنها جلوهای از استمرار زبان فارسی در پنجاب است، بلکه نشان میدهد که چگونه یک خانواده درگیر با سیاست و مدیریت، سنت ادبی را نیز زنده نگاه داشته است. این اثر امروز یکی از منابع مهم برای مطالعهٔ حضور و نفوذ فارسی در شبهقاره بهشمار میرود.
از شکوه تا انزوا؛ تداوم فرهنگی
پس از درگذشت رنجیت سینگ و سپس تسلط بریتانیا بر پنجاب، بسیاری از املاک و مناصب خانواده از دست رفت. با این حال، فعالیتهای علمی ادامه یافت. در قرن بیستم، چهرههایی چون فقیر سید نجم الدین و کرنل فقیر سید وحیدالدین در عرصهٔ فرهنگ و ادب درخشیدند. وحیدالدین با نگارش کتاب «روزگار فقیر» خاطرات خود از دیدار با علامه محمد اقبال را ثبت کرد و سهمی در مطالعات اقبالیات داشت.
در روزگار معاصر، فقیر سید اعجازالدین با تألیف آثار تاریخی و فرهنگی و مدیریت کالج ایچی سن، تداوم این سنت را نمایندگی کرده است.
فقیر خانواده نمونهای شاخص از پیوند قدرت، دانش و ادب در تاریخ پنجاب است. اگرچه امروز از آن شکوه گسترده تنها حویلیای تاریخی در دل لاهور باقی مانده، اما «دیوان منوّر» و دیگر آثار مکتوب این خانواده، نشان میدهد که سرمایهٔ حقیقی آنان نه در جاگیرها و مناصب، بلکه در میراث علمی و ادبی نهفته بوده است.
دیوان منوّر، بهعنوان سندی از تداوم زبان فارسی در شبهقاره، پلی است میان بخارا و لاهور؛ میان تصوف و سیاست؛ و میان گذشتهای پرشکوه و اکنونی که هنوز از آن فروغ بهره میگیرد.
پیشگفتار: در شرح و ارزیابی دیوان منوّر، اثر سید نورالدین بخاری
به قلم: دکتر احمدعلی پناهی، استاد دانشگاه پنجاب(عضو هیئت علمی)
بیش از هزار سال است که زبان فارسی در شبهقارهٔ پاکستان رواج دارد و چندین قرن نیز زبان رسمی دربار پادشاهان این سرزمین بوده است. پژوهشها و کاوشهای تاریخی در نواحی مرزی افغانستان و پیشاور نشان میدهد که پیوندهای فرهنگی ایران و این سرزمین، حتی پیش از اسلام نیز وجود داشته است؛ اما پس از ورود اسلام، این پیوندها ژرفتر و پایدارتر شد و زبان فارسی بهعنوان حامل فرهنگ اسلامی، در سراسر شبهقاره گسترش یافت.
آیین مقدس اسلام در سدههای نخست هجری از راه سند و ملتان به این دیار رسید و با استقرار حکومتهای مسلمان، بستر مناسبی برای نفوذ فرهنگ ایرانی–اسلامی فراهم شد. با مهاجرت ایرانیان و بهویژه در دورهٔ غزنویان و غوریان، زبان فارسی در این سرزمین رونق گرفت و به زبان علم، ادب، دیوانسالاری و شعر بدل شد. در نتیجه، شبهقاره به عرصهای تازه برای جلوهگری هنر و ادب فارسی تبدیل گردید.
یکی از جلوههای مهم گسترش اسلام در این منطقه، نفوذ اندیشههای عرفانی بود. صوفیان ایرانی با مشاهدهٔ زمینهٔ مساعد فرهنگی، به این سرزمین آمدند و با ترویج ذکر، سماع و تعلیمات معنوی، مردم را به اسلام و معارف آن جذب کردند. زبان فارسی، به سبب لطافت بیان و توانایی در انتقال مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، ابزار اصلی این جریان شد. مشایخ صوفیه و شاعران عارف، آثار خود را به فارسی نگاشتند و بدینسان این زبان در میان مردم تثبیت شد.
از قرن سوم هجری تا چندین سده بعد، خانوادههای مسلمان ایرانینژاد در بخشهای مختلف شبهقاره به حکومت رسیدند و مراکز علمی و ادبی متعددی پدید آوردند. زبان رسمی دیوانها و مکاتبات، فارسی بود و شاعران و نویسندگان بسیاری در این محیط بالیدند. حتی کتیبههای مساجد، مقابر و بناهای تاریخی نیز به فارسی نگاشته میشد. بسیاری از نسخههای خطی ارزشمند ادب فارسی که امروز در دست داریم، از همین سرزمین به ما رسیده است.
در چنین فضای فرهنگی، سید نورالدین بخاری، متخلص به «منوّر»، پرورش یافت؛ شاعری دانشمند، قرآنشناس و آشنا با علوم عصر خویش. او زبان فارسی را برای بیان اندیشههای دینی و عرفانی خود برگزید؛ زیرا این زبان، هم گسترهای وسیع در شبهقاره داشت و هم توانایی بیان مفاهیم بلند فلسفی و معنوی را دارا بود.
دیوان منوّر و جایگاه ادبی آن
دیوان منوّر مجموعهای از غزلیات، مسدسات، قطعات و رباعیات اوست که جلوهگاه ذوق، ایمان و اندیشهٔ شاعر است. منوّر با الهام از قرآن کریم، احادیث نبوی و آثار شاعران بزرگ ایران، بهویژه حافظ شیرازی و سعدی شیرازی، اشعاری سروده که در عین پیروی از سنت کلاسیک، رنگ و بوی محیط هندی–اسلامی را نیز در خود دارد.
در غزلیات او، تأثیر حافظ آشکار است؛ چنانکه گاه با تضمین یا اقتباس از مطالع مشهور، مضامین تازهای میآفریند. برای نمونه، در برابر بیت معروف حافظ:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
منوّر با بیانی عرفانی میسراید:
اگر خورشید جیلانی نظر سازد دل ما را
کند با یک نظر لعل بدخشان سنگ خارا را
همچنین در تضمین مضامین سعدی، مهارت خود را در بازآفرینی مفاهیم نشان میدهد.
سعدی می فرماید:
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و و هم
و ز هر چه گفته اند و شنیده ایم و خوانده ایم
مجلس تمام گشت و با آخر رسید عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم
منور می فرماید:
ای قاصر از بیان صفاتت زبان ما
شیرین بود ز شکر شکرت دهان ما
حیران تو از عجز بوده اند
وهم و خیال و قیاس و گمان ما
با این همه، سبک شعری او آمیزهای از شیوهٔ عراقی و رنگهایی از سبک هندی است؛ هرچند از افراط در نازکخیالی و پیچیدگیهای دشوار پرهیز میکند. زبانش روان، فصیح و بهدور از تکلف است و مضامین اخلاقی و عرفانی در آن برجستگی دارد.
منوّر افزون بر شاعری، عالمی آگاه به معارف اسلامی بود و آیات قرآن را بهزیبایی در اشعار خود تضمین میکرد. اشارات قرآنی و تلمیحات دینی در دیوان او فراوان است و نشان میدهد که شاعر با معارف دینی انس عمیق داشته است.
تصحیح و تحقیق دیوان
دیوان منوّر به همت دکتر محمد عبداللطیف ـ استاد برجستهٔ زبان فارسی و دانشآموختهٔ دانشگاه تهران ـ با دقت علمی تصحیح و حاشیهنویسی شده است. این کوشش ارزشمند، متن را از خطاها پالوده و زمینهٔ بهرهگیری پژوهشگران را فراهم ساخته است.
دیوان منوّر گواهی روشن بر استمرار و پویایی زبان فارسی در شبهقاره است؛ زبانی که قرنها زبان فرهنگ، اندیشه و عرفان این سرزمین بوده است. سید نورالدین بخاری با بهرهگیری از میراث ادبی ایران و معارف اسلامی، اثری پدید آورده که هم از نظر ادبی شایان توجه است و هم از حیث تاریخی، سندی بر پیوند دیرین ایران و شبهقاره به شمار میرود.

موزه خانواده فقیر در لاهور
منابع
- بخاری، سید نورالدین (منوّر). دیوان منوّر. تصحیح و تحشیه: دکتر محمد عبداللطیف. لاهور، ۲۰۰۳.
- عبداللطیف، محمد. مقدمه و تعلیقات بر دیوان منوّر. لاهور: مجلس علمی پنجاب.
- پناهی، احمدعلی. «درنگی در احوال و اشعار سید نورالدین بخاری (منوّر)». مقدمهٔ انتقادی بر دیوان منوّر. لاهور.
- عبداللطیف، محمد. «بررسی سبک و مضامین عرفانی در دیوان منوّر». (مقالهٔ پژوهشی در مجلات ادبی فارسیِ پاکستان).
- اعجازالدین، فقیر سید. میراث فرهنگی فقیر خانواده. لاهور.
- سیفالدین، فقیر سید. فقیرخانه: تاریخچه و گنجینهها. لاهور.
- اعجازالدین، فقیر سید. یادگارهای علمی و ادبی خانواده فقیر. لاهور.
- وحیدالدین، فقیر سید. روزگار فقیر (در بخشهای مربوط به پیشینهٔ خانواده). لاهور.
نظر شما